سيد محمد كمره اى
902
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
بتول و ننه اسماعيل خورده . ننه اسماعيل را فرستادم به خانه آقا ميرزا مهدى خان كه او را مسبوق نمايد كه در وزارت داخله ملتفت باشد كه دكتر غلامحسين خان شبهه كارى نكند و عنوان نمايد كه اسماعيل جزو مرضاى عمومى بوده ، چون دكتر مىگفت به عنوان نظامى اسماعيل را نياوردند . بعد هم از آنجا به مريضخانه گفتم برود و بگويد به اسماعيل كه هركس از تو پرسيد ، بگويد من راضى به عمل هستم اما ترس و وحشت را هم دارم ، خاصه با آن وضع تهديدآميز حكيمها . بعد هم در خانه چايى خورده ، احمد و بتول كه بعد از ظهرها به مدرسه نمىروند مانده ، من براى كاه و خلف وعده مشهدى مرتضى به ميدان رفته دوبار كاه براى خانه از همسايه دكان مشهدى مرتضى خريده ، گفتم بفرستد . توضيح حقايق بعد بازار رفته جمعى از كسبه مىپرسيدند كه اين تشكيلات جديد كه تعريف از انگليسىها مىكنند و دمكراتها در حوزهها مىگويند كه اگر ما تحت الحمايه انگليس نرويم يا بايد زير بار صدمات و حملات ارامنه برويم يا بايد گرفتار بلشويكى شويم ؛ البته انگليس بهتر است . من هم حقايق امور را به آنها گفته و رژيم يك دسته به اسم دمكراتى كه قشون انگليس شدهاند به آنها گفتم . راه بسيج عامه بعد سوار واگون شده ، دو ربع به غروب به خانه نايينى رفته آقا موسى و آقا شيخ محمد حسين يزدى و ممتاز الدوله آنجا بودند ، بعد ممتاز الملك و مستشار الدوله هم آمده ، ممتاز الدوله اظهار كرد كه به چه اسم و عنوانى عامه را مىتوان جمع و حسيّات آنها [ را ] به چه علاقه مىتوان داد ؟ بعضى به اسم ديانتى بعضى به اسم حزبى . صحبتها مختلف بود . من گفتم عامه علاقمند با منافع شخصى نقدى هستند و بايد فداكارى را روسا بكنند و قريب سى چهل نفر از وجها در محلى مثل مجلس يا دربار يا جاى ديگر بىآلايش جمع شده تقاضا نمايند كه مملكت ما چه وضعيتى دارد و وضعش از ناحيه كى بايد معين شود ؟ صحبتها به همين قسم بود . نظام السلطان و ميرزا ابو القاسم خان گوشتى آمدند ،